میرزاباقری: «جنگ رمضان» نقطه عطفی در نظم جهانی خواهد بود

یك كارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تحولات اخیر منطقه و پایان آتش‌بس جنگ 12 روزه علیه ایران گفت: ریشه بحران‌های غرب آسیا به تعارض بنیادین دو نگاه متفاوت به نظم امنیتی منطقه و نظم نوین جهانی بازمی‌گردد؛ تعارضی كه به گفته او با محوریت آمریكا و رژیم صهیونیستی در برابر جمهوری اسلامی ایران شكل گرفته است.

1405/01/10
|
13:22
|

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی رادیو تهران، سیدمصطفی میرزاباقری، كارشناس مسائل سیاسی، در برنامه «پاسدار ایران» رادیو تهران با اشاره به تحولات یك ماه گذشته و پایان آتش‌بس جنگ 12 روزه علیه ایران اظهار كرد: سیگنال‌های دی‌ماه تا اسفندماه 1404 نشان می‌داد كه جنگی در خاورمیانه در راه است؛ جنگی كه مقابله با تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران را هدف گرفته و امروز در قالب «جنگ رمضان» خود را نشان داده است.

وی ریشه اصلی بحران منطقه را تعارض هستی‌شناختی میان دو دیدگاه كاملاً متضاد از نظم امنیتی خاورمیانه و در سطحی بالاتر نظم نوین جهانی دانست و افزود: این تعارض از تفكر غرب‌نهاد آمریكا و متحد اصلی منطقه‌ای آن یعنی رژیم صهیونیستی سرچشمه می‌گیرد.

به گفته این كارشناس سیاسی، الگوی مطلوب آمریكا «امنیت مطلق» بر پایه هژمونی بلامنازع است؛ به‌گونه‌ای كه هیچ رقیب منطقه‌ای امكان به چالش كشیدن آن را نداشته باشد.

میرزاباقری جمهوری اسلامی ایران را مانعی مهم در برابر این هژمونی توصیف كرد و گفت: تمام دشمنی‌ها با ایران از همین نقطه نشأت می‌گیرد؛ در غیر این صورت اگر ایران مانند برخی كشورهای منطقه در جایگاه «گاو شیرده» قرار می‌گرفت، آمریكایی‌ها و متحدانشان كاری با كشور ما نداشتند؛ همان‌گونه كه در دوره پهلوی چنین بود.

وی با اشاره به 47 سال دشمنی، تحریم، فشار و فتنه علیه جمهوری اسلامی تصریح كرد: در كنار این فشارها، یك جنگ 12 روزه نیز علیه كشورمان تحمیل شد و اكنون نیز جنگ رمضان در جریان است.

این كارشناس مسائل سیاسی با بیان اینكه جنگ رمضان نیز همانند دیگر جنگ‌ها روزی به پایان خواهد رسید، خاطرنشان كرد: آن روز به طور قطع نقطه عطفی در تاریخ تحولات جهانی و روابط بین‌الملل خواهد بود؛ چراكه این جنگ پایان‌بخش یك دوره و آغازگر دوره‌ای جدید در معادلات جهانی است.

میرزاباقری ویژگی این دوره جدید را پایان قلدری، زورگویی، یك‌جانبه‌گرایی و نادیده گرفتن قواعد بین‌المللی و موازین اخلاقی از سوی آمریكا دانست و گفت: ایالات متحده در قرن بیستم تلاش گسترده‌ای برای در دست گرفتن رهبری جهان و ایجاد نظم نوین مورد نظر خود انجام داد.

وی افزود: پس از فروپاشی بلوك شرق و پایان نظام دوقطبی، رئیس‌جمهور وقت آمریكا در كنگره این كشور مفهوم «نظم نوین آمریكایی» را مطرح كرد و آن را نظامی تك‌قطبی برای تضمین حداقل یك قرن رهبری آمریكا بر جهان دانست.

به گفته این تحلیلگر سیاسی، زمانی كه آمریكا در مسیر تحقق این نظم نوین با چالش روبه‌رو شد، سیاست استفاده بی‌ملاحظه از قدرت سخت و سركوب را در پیش گرفت.

میرزاباقری با اشاره به برآورد اندیشكده‌های آمریكایی تأكید كرد: در این تحلیل‌ها، خاورمیانه یا به تعبیر دقیق‌تر غرب آسیا به دلیل منابع عظیم انرژی و موقعیت ژئوپلیتیكی ویژه میان سه قاره، نقشی كلیدی در شكل‌دهی به نظم نوین جهانی مورد نظر آمریكا دارد؛ از همین رو سلطه انحصاری بر این منطقه شرط رهبری جهانی واشنگتن تلقی شده است.

وی یادآور شد: بر همین اساس، حدود 22 سال پیش ایده «خاورمیانه بزرگ» و سپس طرح «خاورمیانه جدید» طراحی شد؛ طرحی كه هدف آن آمریكایی‌سازی این منطقه بود.

میرزاباقری ادامه داد: انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و به تبع آن محور مقاومت، بزرگ‌ترین مانع در برابر تحقق این پروژه بودند و به همین دلیل تمام حلقه‌های فشار آمریكا و رژیم صهیونیستی بر این محور متمركز شد.

وی با اشاره به لشكركشی آمریكا به افغانستان و عراق تحت عنوان مبارزه با تروریسم و همچنین بحران‌سازی در سوریه از طریق گروه‌های تروریستی مانند داعش گفت: جنگ رژیم صهیونیستی با غزه، حزب‌الله و دیگر حلقه‌های محور مقاومت نیز در سال‌های گذشته در همین چارچوب و برای پیشبرد پروژه خاورمیانه بزرگ و جدید انجام شد، اما این طرح‌ها در نهایت با شكست مواجه شد.

این كارشناس سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود در رادیو تهران افزود: با روی كار آمدن ترامپ، نظریه «صلح از طریق قدرت» به‌صورت آشكار مطرح شد و در همین چارچوب جمهوری اسلامی ایران در نگاه او و تیم جنگ‌طلبش به عنوان هدف اصلی تلقی شد؛ زیرا ایران را عامل شكست آمریكا در شكل‌دهی به نظم نوین جهانی و خاورمیانه جدید می‌دانستند.

وی تصریح كرد: ترامپ و تیمش معتقد بودند آمریكا از چنان قدرت نظامی برخوردار است كه در صورت استفاده از آن، هیچ نیرویی توان مقاومت در برابرش را نخواهد داشت و در نهایت طرف مقابل چاره‌ای جز تسلیم ندارد؛ به همین دلیل ایده به تسلیم كشاندن جمهوری اسلامی در دستور كار كاخ سفید قرار گرفت.

میرزاباقری با اشاره به راهبرد اعلامی ترامپ در زمستان 1403 توضیح داد: او از «مذاكره یا جنگ» با ایران به عنوان راهبرد اصلی یاد كرد؛ در واقع جنگ یا مذاكره، یا تركیبی از هر دو، دو مسیر برای رسیدن به یك هدف ثابت یعنی كشاندن ایران به نقطه تسلیم تعریف شده بود.

وی در پایان پیامدهای مورد نظر آمریكا از این سناریو را چنین برشمرد: نابودی صنعت هسته‌ای ایران، تضعیف توان موشكی كشور، براندازی جمهوری اسلامی و در نهایت تجزیه ایران.

به گفته او، در این سناریو ایران تجزیه‌شده هدفی است كه آمریكا می‌تواند به‌راحتی بر منابع نفت و گاز و موقعیت ژئوپلیتیك آن، به‌ویژه در خلیج فارس و تنگه هرمز، مسلط شود.

مخاطبان در سرتاسر دنیا از طریق وب سایتWWW.RADIOTEHRAN.IR ضمن استفاده از پخش زنده شبكه، در جریان آخرین خبرهای رادیو تهران قرار بگیرید.
كانال رادیو تهران را در پیام رسان بله به نشانی radiotehranplus@ جستجو كنید.
علاقه‌مندان می‌توانند برنامه‌های رادیو تهران را از اپلیكیشن ایران صدا دریافت كنند.
*هرگونه بهره برداری و استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی رادیو تهران تنها با ذكر منبع مجاز است.

دسترسی سریع